حضرت لطفی درویش موسیقی ایران به همراه
هوشنگ ابتهاج (سایه) شاعر بزرگ ایران غوغا می کنند
بال در بال
در این اثر هنری با شنیدن صدای روح نواز تار و بیان اشعار بدیع شاعر فضایی وصف نشدنی از هنر اصیل ایرانی تدایی می شود که روح نواز هر ایرانی است
هوشنگ ابتهاج (سایه) گزیده ای از اشعار خود را بیان می کند و در کنار صدای بی نظیر تار لطفی این بار صدای زمزه استاد نیز به گوش می رسد که در گوشاگوش بیان زیبای شاعر کامل کننده این اثر هنری است
نا گفته نماند که حضرت لطفی به همراه یار قدیمی خویش محمد قوی حلم ( تنبک) به اجرای این اثر می پردازد
لطفی و محمد قوی حلم
.jpg)
گزیده ای از اشعار خوانده شده در این اثر :
چه فکر می کنی
جهان چو آبگینه شکسته ایست
که سرو راست هم دراو، شکسته می نمایدش
زمان بی کرانه را تو با شمار گام عمر ما مسنج
به پای او دمیست این درنگ درد و رنج
به سان رود که در نشیب دره سر به سنگ میزند ، رونده باش
امیده هیچ معجزی ز مرده نیست ، زنده باش
همچنین شعر معروف :
در این سرای بی کسی ،کسی به در نمیزد
به دشت پر ملال ما پرنده پر نمیزند
یکی ز شب گرفتاران چراغ بر نمیکند
کسی به کوچه سار شب در سحر نمیزند
نشسته ام در انتطار این غبار بیسوار
دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمیزند
گذرگهی است پر ستم که اندرو به غیر غم
یکی صدای آشنا به رهگذر نمیزند
دل خراب من دگر خراب تر نمیزند
که خنجر غمت از این خرابتر نمیزند
چه چشم پاسخ است از این دریچه های بسته ات
برو که هیچکس ندا به گوش کر نمیزند
نه سایه دارم و نه برگ بیفکنندم و سزاست
اگر نه بر درخت تر کسی تبر نمیزند.


